شمس الدين محمد بن محمود آملي

250

نفائس الفنون في عرائس العيون ( فارسى )

بيند كه دست در رسنى دارد كه از آسمان آويخته است در روز كار بزرگى يابد اگر از آسمان بيفتاد گناهى كند بزرگ . و اگر آسمان را شكافته بيند بارانهاى نافع آيد . آفتاب پادشاهى بود و والى هر موضع . اگر بيند كه آفتاب شد يا روى او از نور آفتاب چنانشد كه نتوان در او نظر كردن پادشاهى و توانائى يابد به اندازه خويش . و اگر از آفتاب روشنى خويش بيند حال او نيكو شود و اگر آفتاب را در آسمان بى نور بيند و روشنائى او بر خانه او افتاده باشد از پادشاهى نصيب تمام يابد يا زنى خواهد . و اگر در پيش آفتاب ابر و تاريكى بيند غمناك بر كار خويش گردد سايه عالمى زاهد بود . ماه ملكى عادل يا وزير يا پادشاه با عالمى بزرگ يا غلامى نيكو يا مردى دروغگوى يا زن بود . اگر بيند كه روشنائى ماه بر زمين افتاد اهل آنزمين از وزير و پادشاه منفعت يابند . اگر ماه را تاريك بيند وزير را رنجى رسد و اگر در دست خويش بيند يا در كنار خود يا در خانه خود زنى بزرگ بخواهد به اندازه نوريكه ديده باشد و اگر بىنور بود بضد اين باشد . و اگر زن بيند كه ماه در كنار او فرود آمد شوهر بزرگى يابد در تاريخ آمده است كه چون پيغمبر صلّى اللّه عليه و إله و سلّم خيبر را بگشود و صفيه را از براى خود اختيار نمود بر روى او جراحتى ديد از سبب آن پرسيد صفيه گفت شبى در خوابديدم كه ماه از آسمان جدا شد و در كنار من آمد از خواب بيدار شدم و با شوهر خود كنانه گفتم او چوبى يا طپانچه بر روى من زد و گفت ميخواهى كه محمّد بر ما دست يابد و تو در كنار او باشى . اين اثر آن چوب است .